دریا
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

 
هفته نامه «توفیق» محبوب ترین مجله طنز پیش از انقلاب بود. گاهی از خودش هم عبور می کرد؛ وقتی توقیف می شد مردم شایع می کردند که به خاطر فلان شعر یا کاریکاتور که هیچ گاه در توفیق چاپ نشده بود توقیف شده است.                                                      
مدیران این مجله هم هیچ وقت نتوانستند شایعات مردم را تکذیب کنند. می گذاشتند تا مردم خود در خیال، لودگی ها و مسخرگی ها با دستگاه شاهنشاهی را در آن شماره خیالی توفیق تصور کنند و دلخوش باشند که نشریه ای توانسته تا آخر خط در جنگ با دستگاه پیش برود.توفیق بارها توقیف شد و محبوبیت نجاتش داد. حتی اگر روی جلد کاریکاتور شاه چاپ می شد که سیبی از درخت قانون اساسی کنده است و آن سوتر غلامان دربارش دارند خود درخت را از ریشه در می آورند و زیر درخت از قول سعدی نوشته شده «اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی / برآورند غلامان او درخت از بیخ»، کسی کاری با برادران توفیق نداشت. اصلاً شاه خودش توفیق خوان بود. آخرین دوره ای که توفیق منتشر می شد، به انقلاب اسلامی ختم شد. پس از آن دیگر توفیق نیامد تا اینکه گل آقا منتشر شد

 

 کیومرث صابری فومنی، معروف به گل آقا، پایه‌گذار مؤسسه گل آقا، نویسنده و طنزپرداز معاصر در هفتم شهریور ماه ۱۳۲۰ در صومعه‌سرا در حالی که چند روز قبل از تولد، پدرش را از دست داده بود، به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در گیلان و مازندران گذراند و در هجده سالگی به معلمی پرداخت. در سال 1340 وارد دانشگاه تهران شد و مدرک لیسانس خود را در رشتة علوم سیاسی در سال 1344 دریافت کرد. چند سال بعد در دانشگاه تهران فوق لیسانس ادبیات تطبیقی را در مقطع کارشناسی ارشد گذراند. در این سال ها معلم بود. در مدرسة محل تدریس، همکار و دوست نزدیک رجایی شد. هم‌زمان در مجلة توفیق فعالیت می‌کرد و معاونت سردبیری این مجله را بر عهده داشت. با توقیف شدن توفیق، فعالیت وی نیز در آن نشریه به پایان رسید.
صابری پس از انقلاب، در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان مدیر کل بازرگانی وزارت آموزش و پرورش و با تشکیل اولین دولت، به عنوان مشاور فرهنگی نخست‌وزیر، محمد علی رجایی مشغول به کار شد.
وی در سال ۱۳۶۲، در حالی که شانس به دست آوردن پست وزارت را نیز داشت، ناگهان از همة مسئولیت‌های دولتی خود کناره گرفت. پس از مدتی، از روز بیست و سوم دی سال ۱۳۶۳ شروع به نوشتن یادداشت‌های روزانة طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب»  در صفحة سوم روزنامه اطلاعات کرد. او در اول آبان سال ۱۳۶۹، اولین نسخة هفته‌نامة گل آقا را منتشر کرد که با استقبال وسیعی روبرو شد.

خاطره ای از آقای کیومرث صابری                                                                                                                         

 

   صابری تعریف می‌کرد که تازه از گیلان آمده بودم تهران. معلم ادبیات بودم. خیلی هم خودم را قبول داشتم. مرا فرستادند جنوب تهران تا در مدرسه‌ای معلم باشم. رئیس دبیرستان گفت می‌خواهی روز اول من همراهیت کنم تا بتوانی سر کلاس مسلط باشی؟ کلی به صابری برخورده بود. بعد از سالها تدریس این حرف را توهین می‌دانست. قبول نکرده بود. می‌گفت:‌رئیس دبیرستان گفته‌ بود بچه‌ها اینجا شرند. باز هم قبول نکردم. رفته بود سر کلاس. تصمیم گرفته بود خیلی قاطع کلاس را اداره کند. اول از همه خودش را می‌خواست معرفی نماید. می‌گفت:‌تا گفتم بنده یکی از آخر کلاس گفت: آئوووو... دیگر نتوانسته بود تا آخر بر کلاس مسلط شود. در طول سالهای رفاقت، غیر از وقت‌هایی که می‌خواست به گیلانی بودنش اشاره کند، هر وقت کسی را می‌دید که خیلی گنده گنده ادعا می‌کند و خیال می‌کند به راستی می‌تواند مشکلات را حل کند، یاد آن روز اول  کلاس درس در تهران می‌کرد و همراه با چشمکی می‌گفت:‌ آئووووو. اکنون شش سال از مرگ صابری می‌گذرد. دوران جای او را خیلی خالی گذاشته است. این روزها شاید برای صابری طنزپرداز خیلی سخت‌تر از دیگران بود. روزهایی پر از آئوووو. می شد.

روحش شاد که همیشه مردمان را شاد می‌خواست

[ پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب