حسن عضدی که بود؟(به مناسبت سالگرد شهدای هفت تیر)

شهید دکتر حسن عضدی که بود؟

 

 

 

نام پدر : محمدباقر

تاریخ تولد : شنبه ، 2 شهریور ، 1325

محل تولد : رشت

تحصیلات : دکترا

تخصص : اقتصاد سیاسی

سن هنگام شهادت: 35

زمان شهادت: 7 تیر 1360

مکان شهادت: تهران، دفتر حزب جمهوری اسلامی

زندگی نامه:

حسن عضدی در سال 1325 در رشت به دنیا آمد در جوانی مادر وکمی بعد پدر  را از دست دادتحصیلات خودش تا پایان دبیرستان را در رشت ادامه داد وراهی سربازی شد.پس از پایان سربازی از دانشکده علوم ارتباطاتتهران در دو رشته لیسانس گرفت وبعدهم کارشناسی ارشدعلوم سیاسی را از دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران اخذ کرد.بعد راهی امیکا شد ودر رشته مدیریت بازرگانیاز دانشگاه دالاس کارشناسی ارشد گرفت.

در امریکا به دلیل به دست آوردن در جه ممتازبه عضویت افتخاری انجمن مدیران در آمد.بعد از آن به دانشگاه دالاس رفت ودر رشته اقتصاد سیاسی دکتری گرفت.

بعد از انقلاب به ایران آمد وبه تدریس در دانشگاه گیلان پرداخت. در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی به عنوان نماینده مردم گیلان به این مجلس راه پیدا کرد وبه عنوان هیئت رئیسه این مجلس انتخاب شد. با تاسیس حزب جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از یاران نزدیک شهید بهشتی شاخه حزب جمهوری را در گیلان تاسیس کرد.

شهید عضدی همراه شهید بهشتی در حادثه هفتم تیر ماه سال 60به شهادت رسید.

وی در وصیت نامه ای کوتاه خطاب به دو فرزندش علی ولادن چنین می نویسد
اکنون تاریخ میهن ما لحظات بسیار حساسی را می گذراند. انقلاب امت ما یعنی امت پیغمبر و علی به قله نزدیک می شود و پرتگاهها نیز مخوف و وحشتناک و دشمنان یعنی صاحبان زر و زور و تزویر فراوان و در کمین. فرزندان عزیزم دلم نمی خواهد در این شرایط بمیرم زیرا که احساس می کنم کارهای بسیاری دارم که باید انجام دهم و مسئولیت های بیشمار که خود را موظف بانجام آنها می دانم. این بدان معنی نیست که از مرگ می ترسم. من خدای را شاهد میگیرم که از او خواسته ام تا در راهش یعنی در راه خلق مستضعف شهید و شاهد باشم. جذبه و شور انقلاب گاهی مرا چنان از خود بی خود می کند که نمی توانم به موج نپیوندم. ناگریز همه احتیاط و محافظه کاری که دارم این وصیت شتاب آلود را برایتان می نویسم. شما را به تقوی و پرهیزکاری سفارش می کنم. در کسب دانش کوشا باشید. انقلاب ما از جهاتی هنوز در آغاز راه است و دنباله اش به شما خواهد رسید. بقدر توانایی خود در آن سهم داشته باشید.قی از غرب بیاموزید اما یک شرقی با بمانید. من از انسانهای خودخواه سخت متنفرم و از خودخواه هانی که دور و بر من هستند رنج فراوان برده ام. دیگر خواه باشید. در کسب مال نیز کوشا باشید اما مال را به مصرف خود و دیگران برسانید بیش از آنکه مال شما را به مصرف برساند. هیچوقت عدالت را از یاد نبرید و بخاطر ان بجنگید. خواهید گفت که عدالت یک مفهوم نسبی است و نمی توان چهارچوبی برای آن پیدا کرد. من شما را به قرآن مجید و رفتار پیامبر بزرگ و علی و سایر امامان رهنمود می شوم. تا مفهوم عدالت را درک کنید.نور چشمام شما را به صوفیگری و درویشی و روحانیت شرقی سفارش نمی کنم از مادیگری غرب نیز پرهیز کنید. یک مسلمان باشید. یک  انسان وسط، معتدل و متوازن.

                                                   روحش شاد وراهش پر رهرو باد

 

/ 0 نظر / 35 بازدید