صبور باشید، صبوری همراه با لبخند

مثل حالاهزار تا و پانصد تا.
    بعد از مدتی نیکسون به ایران آمد و از مهرآباد تا پاستور را باید با ماشین طی می کرد و بالطبع از جلوی دانشگاه تهران و کتابفروشی ها رد می شد و ویترین ها پر بود از پوستر بزرگ کتاب و خود کتاب. ساواک پوسترها و کتاب ها را از پشت ویترین ها جمع کرد و همین کار باعث سروصدا و بر محبوبیت کتاب افزوده شد.
    در سال 58 فالاچی برای مصاحبه با حضرت امام خمینی(ره) به ایران آمد.
    مدتی بعد تمام کتاب های فالاچی توقیف شدند.
    یک وقفه بیست ساله پیش آمد و کتاب از نو منتشر شد و هنوز دارد تجدید چاپ می شود.
    این کتاب با موفقیتی که پیدا کرد راه مترجم شدن را برای من باز کرد و از نظر من کتاب خوش یمنی بود.
    - بعد کتاب های میرا و زندگی در پیش رو بود که به فاصله یک سال منتشر شدند. میرا کتابی تقریبا سیاسی بود که ساواک را خوش نیامد اما فقط به تذکر دادن به ناشر قناعت کرد و زندگی در پیش رو یک کتاب کاملااجتماعی و انسانی بود. هر دو در سال 58 که امیرکبیر تغییر مدیریت داد توقیف شدند. بعد از مدتی کسانی که به جای عبدالرحیم جعفری نازنین مدیر امیرکبیر آمده بودند مرا احضار کردند و به من گفتند که چون کتاب زندگی در پیش رو خیلی هواخواه دارد شما بیایید پسرک کتاب را که حرف های بی تربیتی می زند ادب کنید تا کتاب در بیاید. خب این خواست عجیبی بود. ترجیح دادم پسرک بی ادب بماند و کتاب در نیاید.
    بعد از 12 سال حق کتاب ها را از امیرکبیر گرفتم و به ناشر دیگری دادم و کتاب بدون هیچ حذفی درآمد. فقط به دلیل جو متفاوت اول حرف های بی ادبی را نوشتیم و بقیه را نقطه چین کردیم تا خود خواننده پر کند! کتاب به چاپ های چهارم و پنجم که رسید خود ناشر در دوره چهار سال اول احمدی نژاد لغو مجوز شد و کتاب ها ماندند. شش ماه بعد کتاب ها را به وفور در میان بساط های کتاب در همه جا دیدیم. افستی در آمده بود و من نه تنها اعتراضی نکردم بلکه خیلی هم خوشحال شدم که مردم می توانند آنها را بخوانند.
    - کتاب زندگی با پیکاسو این کتاب را زنی که با پیکاسو سالیان سال زندگی کرد نوشته. فرانسو از ژیلو. کتاب به چاپ چهارم که رسید گفتند توقیف. دلیلش را پرسیدیم. گفتند این زن، زن عقدی پیکاسو نبوده! چه می توانستیم بگوییم. بررس
    با حال کتاب به شوخی گفت حالااین آقای پیکاسو نمی توانست این خانم را صیغه کند تا کتاب شما دربیاید ؟
    تمام راه از ارشاد تا خانه را می خندیدم.
    - کتاب تیستوی سبز انگشتی کتابی پر از صلح و صفا و مهربانی. این کتاب در سال 1355 منتشر شد و بسیار خوانده شد.
    در زمان جنگ ایران و عراق به من خبر دادند که چه نشسته یی که تیستو توقیف شد.
    رفتم کانون پرورش فکری وپرس و جو کردم. گفتند برای یک جمله و آن جمله کدام است ؟ تیستو می گوید «جنگ مال آدم های احمق است.» من گفتم ما که جنگ نمی کنیم ما دفاع می کنیم. صدام احمق است نه ما. به گوش شان نرفت که نرفت و کتاب توقیف ماند تا سال ها بعد از جنگ توسط ناشر دیگری در آمد و دیگر مشکلی ندارد.
    - قصه ها و افسانه ها از لئوناردو داوینچی. لئوناردو در میدان شهر فلورانس برای مردم قصه می گفته. این قصه ها مکتوب نشدند و دهان به دهان گشتند تا بالاخره به صورت کتاب در آمدند.
    هفده قصه از 40 قصه کتاب توقیف شد. قصه هایی که گل با پرنده حرف می زد و رودخانه با سنگ و درخت با میوه اش و هر کدام یک پند داشت.
    ناشر گفت شش بار به ارشاد رفته ام و دیگر نمی روم.
    کمر بندم را سفت کردم و راهی ارشاد شدم. به مدت پنج روز مثل یک کارمند جدی از 9 صبح تا دو بعد از ظهر رفتم ارشاد و با آقای جوانی که بررس کتابم بود چانه زدم، توجیه کردم و تمهیداتی به کار بردم تا توانستم شانزده قصه را نجات دهم و یکی را واگذار کنم. قصه از این قرار بود: پرنده یی به لانه اش می رود و می بیند جوجه هایش نیستند. متوجه می شود که کسی آنها را ربوده. دور شهر پرواز می کند تا جوجه هایش را درون قفسی از آهن می بیند. می فهمد که نجات آنها غیرممکن است. پس به صحرا می رود و علفی سمی پیدا می کند و می برد به جوجه هایش می دهد تا بخورند و بمیرند چون: پند قصه «مردن بهتر است تا در بند زیستن».
    آقای بررس جوان من گفت: این آقای داوینچی شما خیلی زرنگ است. خواسته غیر مستقیم به مادرهای زندانی ها بگوید که سم بخرند و ببرند زندان و...
    قیافه من از بهت زدگی تماشایی بود. زبانم از شنیدن چنین برداشت و چنین تخیلی بند آمده بود. لال شده بودم، مانده بودم چه بگویم. سر تسلیم فرود آوردم و قصه را به او بخشیدم. در تجدید چاپ بعدی کتاب با آن قصه درآمد چون آن آقا دیگر آنجا نبود.
    - کتاب دیگرم «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران» که مجموعه یی است از گفت وگو با نویسندگان و شعرا و مترجمین. کتاب من به چاپ چهارم رسیده. چون فکر می کنم با صراحت و صمیمیت تمام زندگی ام ماجراهایم و نقطه نظرهایم را در موارد مختلف گفته ام بدون هیچ خودسانسوری.
    اما باز تاب کتاب برتیم غریب بود. یک ماهی بعد از انتشار کتاب، سیل تلفن ها و نامه ها شروع شد. اتفاقی که هرگز برایم نیفتاده بود. یکی می گفت می خواستم خودکشی کنم کتاب شما به من امید داد. یکی می گفت عاشق شده بودم و جسارت ابراز نداشتم و کتاب شما به من جسارت داد. هفته آینده نامزدی ام است خواهش می کنم بیایید. یکی همراه با یک جعبه بزرگ خرما نوشت از بم هستم. تمام خانواده ام را در زلزله از دست دادم و افسردگی شدید گرفتم و با قرص زنده بودم، دوستی کتاب شما را به من داد. خوب شدم و یک کتاب فروشی هم باز کردم بیایید به بم و بسیاری دیگر... که هنوز هم گهگاهی ادامه دارد.
    راستش را بخواهید از این بازتاب نه تنها خوشحال نشدم بلکه غمگین شدم. متوجه شدم که چقدر جوان های ما تنها هستند. چقدر فاصله شان با خانواده زیاد است و چقدر نمی توانند برای کسی سفره دل شان را باز کنند و به همین دلیل چقدر تعهد ما نسبت به آنها زیاد است و بار مسوولیت مان سنگین .
    
    من پنج راهکار یا دستورالعمل دارم برای رسیدن به هدف و مقصود.
    1- با کسی که برایتان اشکال تراشی کرده با احترام رفتار کنید .
    
    2- در ضمن احترام گذاشتن جوری با ظرافت به او بفهمانید که بیش از او می دانید و تجربه تان بیشتر است.
    
    3- صبور باشید. صبوری همراه با لبخند.
    
    4- گاهی با او رابطه انسانی برقرار کنید و فراموش کنید که او فعلادر تقابل با شماست. برای خودم اتفاق افتاد که طرف چپ دست بود و گفتم روانشناسان می گویند چپ دست ها باهوش اند. لبخندی زد و یخ بین ما شکسته شد.
    
    5- آرام آرام در ضمن صحبت به او آموزش دهید. آنها تشنه آموختن اند .
    
    ما در چنین فضایی ماندیم و کار کردیم و کار کردیم. صبوری کردیم. ناامید نشدیم. غر نزدیم اما انتقاد کردیم. بر تجربه هایمان افزودیم. کلی چیز یاد گرفتیم و میدان را خالی نکردیم و جایگاهی را که به مرارت به دست آورده بودیم سفت و محکم چسبیدیم.
    و در بهت و شگفتی کامل دیدیم که شد.
    دیدیم اگر هدف داشته باشیم، اگر همت داشته باشیم، اگر جدی و منضبط باشیم می توانیم در هر شرایطی و در هر فضایی که باشد در کارمان موفق شویم. به قول معروف کردیم و شد.
    

 


 

/ 5 نظر / 47 بازدید
عارف

سلام*حالت خوبه[لبخند] یادته قدیما می گفتن حقیقت همیشه تلخه[رویا] ولی من اینبار یه حقیقتی بهت می گم که هیچ وقت تلخ نیست[تعجب] تو می تونی از هرکجای ایران که هستی بیای تو این 3 سایتی که بهت معرفی می کنم تو وزارت ارشاد مجوز فعالیت گرفته******محصولاتی که طبق سلیقته انتخاب کنی وقتی محصولی سفارش دادی لازم نیست هیچ پولی به ما بدی ********هدف ما جلب رضایت و اعتمادته ******تو وقتی محصول دم در خونت دریافت کردی پولشو به پست چی می دی****[گل] می تونی از این 3سایت واسه بابات*دوستات*مامانت*و حتی روز ولنتاین واسه عشقت هرچی خواستی سفارش بدی[لبخند] سایت اول http://full-full.mihanstore.net سایت دوم http://onlionli.mizbanshop.com اخریم http://full-full.bermoda.biz خوب حالا سایتو دخوب ببین * به نظرت این حقیقت تلخه که تو خونه خرید کنی و تو خونه محصولاتو دریافت کنی..... [پلک][نیشخند] دیگه حتی از ازدحام این همه جمعیت واسه خرید و همچنین کرایه راه و پول بنزین ,..........و.....راحت می شی****.منتظر بازدیدت از سایت هستم[گل][خداحافظ] اگه هم تو خرید مشکل داشتی با پشتیبانی 24 ساعته در تماس باش. [

سایت ساز

با سلام، آیا می خواهید دارای سایت مستقل و حرفه ای شوید؟ آیا می خواهید زحماتی که برای وبلاگ خود می کشید از بین نرود و به نفع صاحبان سایت های ایجاد وبلاگ نشود و برای خودتان بماند؟ آیا می خواهید از دنیای مبتدی وبلاگ خارج شده و به دنیای حرفه ای سایت واردشوید و با گسترش سایتتان از آن کسب درآمد کنید؟ آیا می خواهید بدون داشتن دانش برنامه نویسی و دانش راه اندازی هاست وارد دنیای حرفه ای سایت شود؟ آیا می خواهید با کمترین هزینه ممکن دارای یک هاست یک دامنه رایگان و قالب حرفه ای و مدرن سایت شوید؟ آیا قیمت های سرسام آور سایت های ایجاد هاست از ورود شما به دنیای حرفه ای سایت جلوگیری کرده است؟ آیا می خواهید فقط با قیمت 7000 تومان همه امکانات بالا را یک جا دریافت نمایید؟ آیا میدانید که این امکانات نیاز به تمدید ماهانه یا سالانه ندارند و شما فقط با یک بار خرید ، سایت را برای همیشه از آن خود می کنید؟ آیا میدانید تمام کار های راه اندازی سایت ازجمله راه اندازی هاست و نصب مدیریت محتوای جوملا و قالب های آن توسط شرکت سایت ساز انجام می گیرد وشما فقط سایت خود را طراحی ومدیریت می کنید؟ برای دریافت سایت و کسب اطلاعات بیشتر، به ما مراجع

َایجاد فروشگاه کارت شارژ

با عرض سلام و وقت بخیر همکار گرامی؛ شما به عنوان یکی از دارندگان 500وبلاگ برتر مد نظر شرکت ما مبنی بر ایجاد فروشگاه کارت شارژ انتخاب شده اید. این شرکت یکی از بزرگترین شرکت های فروش کارت شارژ در اینترنت می باشد که با دعوت از وبلاگ نویسان کوشا و با پشتکار و در اختیار گذاشتن یک فروشگاه کارت شارژ مستقل به مدیران وبلاگ ها این امکان را فراهم می آورد که با فروش هر کارت شارژ در سود فروش آن ها سهیم باشند.قابل ذکر است که تمامی کارت شارژ های موجود در این شرکت در اختیار شما قرار می گیرد و شما با فروش هر کارت شارژ در فروشگاه خود می توانید اقدام به کسب درآمد نمایید. جهت اطلاعات بیشتر و همچنین مشاهده یک فروشگاه تست هر چه زودتر به سایت ما مراجعه فرمایید. با آرزوی موفقیت و شاد کامی از خداوند منان برای شما.

حامد!

سلام دوست عزیر :) وبلاگت خیلی خوب بود حتما به منم سر بزن :) اگ دوست داشتی منو بلینک بعد خبر بده به چه اسمی بلینکمت!!! مرسی ♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥ ♥

یعقوب

کسب درآمد از اینترنت آسان شد! بهترین سایت های اینترنتی کسب درامد تضمینی وقابل اعتماد.